سلام
میخواهم دوباره اعتراف و اقرار کنم:
که بدون تو زندگی پوچ و بی هدف است
بدون تو نفس کشیدن هم سخته
بعضی موقعها با خودم فکر میکنم و به خودم میگویم
تو مرد نیستی
اگر مرد بودی و اینقدر سنگ عشق را به سینه میزنی
چرا بعد از این همه مدت زندهای؟ چرا و چرا .....
اما شاید فقط جوابم بودن پارسا باشه
ولی هر چی میگذره و هرچی از زندگی افراد دیگر باخبر میشوم
و میبینم و میشنوم
فقط میدونم که زندگی که تو برای من ساختی
واقعا زندگی بود و معنی خود عشق بود
و تو یک انسان کامل با تمام معنا بودی و هستی برایم
تو خود خود عشقی
تو عزیزترینی برایم و همیشه در قلبم خواهی بود
و همیشه و همه وقت به یادتم
باور کن که هرجا که میرم و تو نیستی
اونجا برایم جهنمه ولی بدان که دوستت دارم
و خواهم داشت
من که همیشه عاشق تو بودم و قدر تو میدانستم
اما تو چرا رفتی
دلتنگم، دلتنگ تو ،دلتنگ دستات، دلتنگ حرفات ، دلتنگ اون نگاه مهربونت
دلتنگ سلام کردنت، دلتنگ بوسه خداحافظیات، دلتنگ دوستت دارم هایت
دلتنگ چشمای عاشقت، دلتنگ خانه تمیز و مرتبت، دلتنگ آشپزیت
دلتنگ آغوشت و دلتنگم سارای عزیزم
خداااااااااااااااااااااااایا دلم تنگه و دلداری نیست..............
خداایا خسته ام
خسته ام از این زمانه ، از مردمش ، از دورغاشون از ریا و فریب کاری هاشون
خدایا به دادم برس...
برچسب: خسته ام,خسته ام از زندگی,خسته ام خدا,خسته ام از این کویر,خسته ام مثل,خسته ام من جواد یساری,خسته ام از,خسته ام از آرزوها آرزوهای شعاری,خسته ام از دنیا,خسته ام من,
نویسنده: امیر کاشانی